قدوه‌العلماء و المشايخ‌ همام‌ الدين‌ محمد تبريزی ازمفاخر ساحت‌ ادبيات‌ آذربايجان‌ است که از منصب‌ و مال‌ به‌ كلي‌اعراض‌ نموده‌ و در سال ۷۱۴ هجری در سن ۱۱۶ سالگی بدرود حيات‌ گفت‌. همام‌ درمقبرة‌الشعرای تبريز به‌ خاك‌ سپرده‌ شده‌ است‌.

به گزارش هاناخبر، محمّد پسر فریدون هُمام تبریزی (زاده ۶۳۶ هجری تبریز – درگذشته صفر ۷۱۴) شاعر پارسی  سده هشتم هجری در ایران است. او در غزل از خود توانائی بسیار نشان داده است.

هُمام شدیداً دوستدار سعدی شیرازی بوده و با او مکاتبه داشته و بنا بر برخی یادداشت ها، هنگامی که سعدی به آذربایجان سفر کرده، با همام نیز دیدار داشته. شماری از غزلیات او بر مبنای غزل‌هائی از سعدی، بر همان وزن و قافیه و ردیف ساخته شده‌اند.
همام و زبان آذری

همام تبریزی به زبان بومی آن‌زمان تبریز و آذربایجان یعنی زبان آذری نیز اشعار و ابیاتی دارد از جمله:

ملمعی از «همام تبریزی» به فارسی و آذری:

بدیدم چشم مستت رفتم از دست         کوام آذردلی بو کو نبی مست
دلم خود رفت و می‌دانم که روزی         به مهرت هم بشی خوش گیانم اژ دست
به آب زندگی ای خوش عبارت         لوانت‌لاو جَه‌من دیل و گیان بست
دمی بر عاشق خود مهربان شو         که زی‌سر مهرورزی گست بی گست
به عشقت گر همام از جان برآیذ         مواژش کان یوان بمروت و وارست
گرم خا واکَنی لشنم بوینی         به بویت خُته بام ژاهنام سرمست

معنی بیت‌های آذری:

کدام آذردلی است که مست نشود
به مهرت هم برود جان خوشم از دست
لاف لبانت ز من دل و جان ببُرد
که زینسان مهرورزی زشت باشد زشت
مگویش کآن جوان بمرد و وارست
اگر خاک را واکَنی لاشه‌ام را ببینی / به بویت خفته باشم در آرامگاهم سرمست

غزلی از «همام تبریزی» با این مطلع:

خیالی بود و خوابی وصل یاران         شب مهتاب و فصل نوبهاران

که بیت مقطع آن به زبان آذری است:

وهار و ول و دیم یار خوش بی         اوی یاران مَه ول بی مَه وهاران

معنی: بهار و گل به چهره یار خوش است، بی یاران نه گل باشد نه بهاران

#

اشتراک این خبر در :