“خانا” برای تفهیم بیشتر و عمیق تر قرآن،اقدام به ترجمه ی این کتاب آسمانی به زبان کردی نموده است.

به گزارش هاناخبر، سال ١٧٠٤ در خانواده ای اشراف زاده در روستای “باجلان” چشم به جهان گشوده.می گویند که از نوادگان قباد بیگ بزرگ،شاه باجلان می باشد.از چگونگی زندگی “خانا” و دوران کودکی و جوانیش اطلاع چندانی در دست نیست،ولی آنچه از نوشته هایش حاصل می شود حاکی از نبوغ سرشار و تفکر متجددانه ی اوست.در مسائل و حوزه های دینی سرآمد روزگار بوده،این را به وضوح می توان از بطن اشعارش درک کرد.

“خانا” برای تفهیم بیشتر و عمیق تر قرآن،اقدام به ترجمه ی این کتاب آسمانی به زبان کردی نموده است…دوره ی جوانی “خانا”،با دوران افول سلسله ی صفویه و آغاز لشکر کشی های نادرشاه افشار و کریم خان زند قرین بوده است.کردستان هم در آن اوان جولانگاه سپاهیان افشاریه و زندیه با امپراطوری عثمانی بوده و هیچ کس از گزند این لشکرکشی ها در امان نبوده.بالاخص خانواده های خوانین که ناچار در همراهی با یکی از دو طرف متخاصم بوده اند.این جنگ ها و لشکرکشی ها تاثیری ژرف بر فکر و اندیشه ی “خانا” می گذارد.”خانا” که ناچار به امارت بابان تحت لوای عثمانی پناه برده بود،عملا تحت حمایت حکومت عثمانی بود.

“خانا” علاوه بر درک عمیقی که از زبان فارسی و عربی و ترکی داشته،بر این امر هم واقف بوده که هر کسی را زبان خود شیرین تر است،و زبان هر ملتی روایت از نوع تفکر و تاریخ و فلسفه ی آن ملت دارد.و نیز بر این مهم آگاه بوده که هر زبانی را حظ و لذتی است که متکلمان بدان زبان از آن بهره مند می گردند؛لذا هر زبانی را حظی است و احترامی و توانی،و هیچ زبانی را برزبان دیگر برتری ندارد.

اشعار “خانا” را می توان در دو گروه تقسیم بندی کرد:١)اشعار لیرکی و تغزلی ٢) حکایات منظوم.

اشعار تغزلی “خانا” در قالب هجایی سروده شده اند.علی رغم سادگی و روانی اشعار،معانی بدیع و تصاویر لطیف و عواطف قوی و تفکر عمیق و مفاهیم فلسفی و عرفانی کاملا مشهودند.حکایات منظوم “خانا” بیشتر از آنچه که امروز در دسترس است،بوده اند،ولی به دلایلی نامشخص،بسیاری از آن ها از بین رفته اند و به جز “منظومه ی “شیرین و خسرو” اثری از منظومه هایش باقی نمانده است.

اشعار لیریک “خانا” حاکی از تربیت و پرورش ارسیتوکراسی وی دارد و این به وضوح در اشعار تغزلی وی مشهود است.

#

اشتراک این خبر در :