این یادداشت به قلم هژار نورانی فعال حوزه ی هنری شهرستان مهاباد و مدیر مسئول پایگاه خبری «بینه‌ر» نوشته شده و در این پایگاه خبری منتشر شده است.

هاناخبرهژار نورانی/ بارها به یاد داریم زمانی که هنرمندی جایزه ای می گیرد و یا موفقیتی به دست می آورد سیل تبریکات از هر سو روانه می شود. اما آنچه جای خوشحالی و ناراحتی همزمان دارد ، تبریک از سوی مسئولان است. خوشحالی از آن جهت که به عنوان هنرمند احساس می شود کار و تلاشت مورد توجه قرار گرفته و ناراحت از آن جهت که احساس می شود در لحظه ای کار و تلاشت مورد توجه ی مسئولین قرار گرفته که بسیار دیر شده است. هنرمندان بیش از تبریک مسئولین به حمایت و پشتیبانی آنان نیازمندند.

این روزها با موفقیت هنرمندان صدا وسیمای مهاباد موجی از تبریک مسئولین به راه افتاد و هرکدام سعی داشتند تا تعریفی از هنر ارائه دهد.

فرماندار مهاباد از نیاز به عزم راسخ در مسیر هنر سخن به میان آورد و نماینده مهاباد در مجلس با عبارت “هنر برتر از گوهر آمد پدید ” پیام تبریک خود را آغاز کرد و شورای اسلامی، شهردار مهاباد و رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، هرکدام در پیام های جداگانه ای تلاش هنرمندان را مورد تقدیر قرار دادند.

اما براستی تا چه میزان این پیام ها با واقعیت نگرش مسئولین هماهنگ است. به عبارتی آیا این نگاه مسئولین به هنر تنها در زمان موفقیت و کسب جوایز است؟ آیا در تمام لحظات و روزهای پر مشقتی که هنرمندان این شهر در حال تلاش هستند توجهی وجود دارد؟

شاید در این میان پرسش و خواست هنرمندان از نماینده ی شهر و همچنین شورای اسلامی شهر بیش از سایر مسئولین باشد. چرا که این مسئولین با رای مستقیم مردم برگزیده می شوند و به عبارتی نمایندگان تمام اقشار جامعه ی خود محسوب می شوند. شورای اسلامی شهر و شهرداری مهاباد در این مدت فعالیت های قابل تقدیری در راستای اعتلای فرهنگ و هنر شهر انجام داده اند، اما واقعیت این است عدم تداوم در این فعالیت ها و نبود برنامه ای هدفمند نهایتاً نتیجه ای جز خرده فعالیت های مقطعی ندارد و برای مهابادی که نیازمند کار ریشه ای در این زمینه است چندان مثمر ثمر نخواهد بود.

اما پرسشی که باید از نماینده ی محترم مهاباد نمود این است که بعد از گذشت ۸ ماه از دوران نمایندگی ( بدون احتساب تجربه ی ۴ ساله ی قبلی در این زمینه) وقت آن نرسیده که در میان هزاران سوال و تذکر به وزرا و صدها نامه ی پیگیری مشکلات شهر، اندک نگاهی به جامعه ی هنری هم داشته باشند؟

چندی پیش در مقدمه ی نامه ای سرگشاده که از نماینده مهاباد خطاب به ریاست جمهوری نگارش یافته بود، جهت اعلام اعتبار و اهمیت مهاباد، از ۵ شخصیت برجسته ی این شهر نام برده می شود که ۳ تن از آنان هنرمندان ملی محسوب می شوند و انصافاً این نشان از درایت نماینده ی مهاباد در این زمینه دارد و به خوبی دریافته اند که هنرمندان، اعتبار و هویت یک جامعه هستند. اما با تاسف فراوان در ادامه ی نامه هیچ نشانی از خواسته ها و کمبودهای هنری و فرهنگی شهر دیده نمی شود. نه در این نامه و نه در صدها نامه ی بعدی. گویا کارکرد هنرمندان برای همین مقدمه ها و اعلام اعتبار شهر است و دیگر هیچ. آیا احساس نمی شود که نام بردن از “هه­ژار” و “هیمن” و “محمد قاضی” ، بدون توجه به خواسته ها و کمبودهای فضای فرهنگی و هنری لازم در شهر، خود کم لطفی در حق این هنرمندان ملی است؟ آیا زمان توجه به هنرمندان فعال در مهاباد نرسیده است تا از دل آنان هنرمندان ملی و برجسته ای رشد کنند تا لااقل در مقدمه ی نامه های بعدی لیست بلندتری برای حل مشکلات آسفالت و برق و آب و… باشد؟

“هه­ژار” و “همین” و دهها هنرمند دیگر سالها تلاش کردند، آوارگی کشیدند و از هنر در راستای انسانی ترین خواست بشری ، یعنی آزادی بهره بردند؛ نه فقط برای آنکه ما امروز از آنها مجسمه در میدان ها بسازیم و اسامی خیابان ها را به نامشان کنیم، بلکه برای تعالی جامعه و رسیدن به جایگاهی ارزشمند که برازنده ی تمامی این نام ها باشد. تلاش کردند تا هنر و فرهنگ، این بزرگترین دانشگاه انسان سازی، در جامعه به حد اعلای خود برسد. چه فایده زمانی که امروزه کوچکترین قدم اساسی در راستای وضعیت فرهنگی و هنری شهر از سوی مسئولین دیده نمی شود، نام بردن، مجسمه درست کردن و همایش برپا کردن از هنرمندان قدیمی؟!

شاید اولین پاسخ به ایم پرسش ها، ارجاع به وضعیت نامناسب اقتصادی در این چند سال باشد. اما واقعیت این است در زمانه ای که چنین وضعیت اقتصادی سختی نیز حاکم نبود، از نگاه مسئولان هنر در آخرین درجه ی اهمیت قرار داشت. از طرفی در هیچ کجای جهان فعالیت های فرهنگی قربانی فعالیت های عمرانی و … نمی شود. همان گونه که  نمی شود به بهانه ی مشکل اقتصادی، مدارس را تعطیل کنیم، به همان ترتیب نمی توانیم فعالیت فرهنگی را تعطیل کنیم. چرا که اگر بشود یک خیابان و یک پل رها شده را در ۶ ماه دوباره احداث و بازسازی کرد، محال است بتوانیم فرهنگ رها شده ی یک جامعه را در ۲۰ سال نیز بازسازی کنیم. از طرفی فرهنگ و هنر امروزه تنها کلمات انتزاعی نیستند. بلکه بخشی از واقعیت جامعه هستند و جامعه ی انسانی کثیری با آن مواجه هستند که باید فکری برایشان کرد.

آیا مسئولین اطلاع دارند امروزه تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته های هنری در مهاباد روز به روز بیشتر می شود؟ اگر تا ۱۰ سال قبل به آسانی می شد لیست دانشجویان و فارغ التحصیلان هنری را تهیه کرد، دیگر به دلیل تعداد زیاد این افراد، تهیه ی چنین لیستی به آسانی امکان پذیر نیست و این آمار چنان زیاد شده که به جرات می توان گفت امروزه مهاباد در تمام زمینه های هنری دانش آموخته ی هنری دارد.

براستی چه برنامه ریزی و هدف گذاری برای خواست این جامعه ی جدید شده است؟ آیا زمان ایجاد فضای کار، حمایت و تغییر نگرش مسئولین فرا نرسیده است؟ اگر امروزه شاهد هستیم بسیاری از این افراد در شهرهای دیگر مشغول به کار هستند و اتفاقاً موفق نیز عمل می کنند، مهمترین دلیل آن به نادیده گرفتن این مجموعه در شهر خودشان مربوط می شود.

مسئولان باید بپذیرند که هنر سالهاست از شکل سرگرمی و تفنن صرف درآمده و امروزه به عنوان یک حرفه ی مهم در تمام جهان مورد توجه قرار گرفته است. حرفه ای که هم می تواند موجب اعتلای روح و هویت یک شهر باشد و هم با توجه به نتایج اقتصادی آن می تواند شرایط اشتغال برای هنرمندان ایجاد شود به نحوی که هنرمند تنها با فعالیت هنری امرار معاش نماید و نیاز نباشد به مشاغل دیگری که تخصص وی نیست روی بیاورد. شاید پذیرش این مسئله کمی دور از ذهن مسئولین و حتی هنرمندان باشد، چرا که سالها فعالیت هنرمندان بدون در نظر گرفتن وجه اقتصادی آن در نظر گرفته شده و نگاهی تفننی به آن داشته اند و در بهترین حالت با کلمات پر طمطراق از آن به عنوان مسئولیت و احساس وظیفه ی هنرمندان در قبال جامعه! یاد کرده اند.  اما شاید عجیب باشد که بگوییم همین یک هفته ی پیش برای فروش تئاتر در یکی از سالن های تهران مبلغ بیش از یک میلیارد اعلام شد و برای فیلم های سینمایی تا بیش از ۱۵ میلیارد آمار فروش وجود دارد. اگرچه این اعداد مختص به چند اثر و آن هم در پایتخت است اما همین مسئله خود نشان از آغاز دوران جدیدی دارد که قبلا تجربه نشده است و لازم است مهاباد (و تمام شهرهای کردستان) که هنر شناسنامه ی هویتی آنان محسوب می شود، هر چه سریعتر خود را با این دوران جدید تطبیق دهند.

لازم است همه ی مسئولان و به ویژه نماینده ی شهر مهاباد (و همه ی شهرهای کردستان) توجه ی واقعی – و نه انتخاباتی- به فرهنگ و هنر شهرشان داشته باشند تا این پدیده ی بزرگ اما کم رمق، دوباره احیا شود و به یاد داشته باشند تاکنون نیز اگر هنر در کردستان زنده مانده به خاطر تلاش هنرمندان بوده است که همه نوع رنجی تحمل کرده اند تا خدای ناکرده مجبور به دفن این میراث ارزشمند نشوند.

 

#

اشتراک این خبر در :