به دنبال انتشار یک یادداشت انتقادی در خصوص فرش سفید صلح بوکان، “فخرالدین خضری” از مدیران شرکت مهربافان صلح نواندیش و یکی از ایده پردازان بافت این فرش یادداشتی را منتشر کرد.

به گزارش هاناخبر، متن این یادداشت که در اختیار این پایگاه خبری قرار گرفته به شرح زیر است:

متن پیش رو  از طرف اینجانب به عنوان حامی فرش سفید صلح نگارش شده است.

ضمن تقدیر و احترام به هر گونه نقد و نکته نظر و توجه کردن به آن، اما گاهی نقدهای ناآگاهانه نیاز به پاسخگویی دارد .

بیشتر اوقات، القاب و الفاظ موجب تحریک افکار و افکار باعث تعیین گفتار ودرنهایت تنظیم نوشتار میشوند . وچه بسا لقب زود هنگام استاد و مدرس موجب نگارش عجولانه  این استاد شده باشد .

چون همه آگاهیم که هیچ گاه فرد آگاهی در مورد چیزی که آگاهی کامل ندارد گواهی نمیدهد. آن هم نه در مورد یک فرد یا یک شخصیت ، بلکه در مورد پیام و اثری که در سطح ملی و فرا ملی تایید و تثبیت گشته است .

اگر این متن و نقد ازجانب  فردی متخصص در رشته فرش چه در سطح علمی و چه در سطح تجربی بود، خواه یک کارشناس اصلی فرش و یا خواه یک مغازه دار فعال در شاخه فرش ، باز توجیهی بر زبان نقد ایشان بود. اما وای بر ما که هر تازه به دوران رسیده ای خود را علامه دهر می داند و به راحتی و به سادگی با پسوند استاد هر ارزش و جایگاهی را به بی ارزشی می کشاند.

توضیح زیاد و صرفا جواب بیانات آن بزرگوار را خواهم داد. در مورد اندک اطلاعات عمومی که برگرفته از دنیای مجازی و اینترنت بودنیازی به آن مقاله  ابتدائی نبود. چون خوشبختانه هنرمندان ایران زمین، از خانمهای هنرمند بافنده گرفته تا ما که تولید کننده ایم  همه از ارزش و جایگاه هنری ، فرهنگی و باستانی فرش آگاهیم و به جای آن کاش می شد لحظه ای حضوری  فقط  به دو سوال تخصصی  در مورد فرش پاسخ می دادید.

اما آنچه لازم است که بدانیم این است که هنر یعنی احسا . حال شعر باشد، نقش باشد، فرش باشد یا بافت . احساس یعنی حر بودن و پرواز .هنر یعنی تجلی روح احساس در یک فضا و خلق یک اثر. هیچ گاه تحمیل هنر و احساس هنر نیست بلکه تقلید یا تقلیل احساس است . آنچه در هنر ارزشمند است  بروز احساس است به هر سبک و شیوه ای با حفظ ماهیت و وجود پیام  و پیدایش اثر.

همانگونه که تمام جهان در سیر تغییر و تنوع است هنر نیز در زمان و مکان تابع تغییر و تنوع است و شاید  گاهی اوقات این تغییرو تنوع در نهایت سادگی و کوتاهی  نمایان شود. از طرف دیگر هر زمانی زبانی از هنر را برای سخن گفتن نیازمند  است  و چه بسا زبان امروز صلح در قالب هنر فرش به اینگونه شیوا تر و گویاتر خواهد بود .  این مبحث آنقدر علمی و طولانی است که در این متن گنجانده نمی شود و فقط فعلا اصل را پاسخ  به نقدهای شما را میدانم.

در مورد دیدگاه شما نسبت به فرش سفید صلح به نظر بنده ، اشتباه آنجا رخ داده که شما همایش رونمایی از فرش سفید صلح را با نمایش و یا مزایده فروش فرش و تابلو فرش اشتباه گرفته بودید. چون نگاه ظاهر بینانه  شما بیشتر به عنوان خریدار فرش می ماند تا نگاه درک آمیز یک پیام،  یک روح و احساس در قالب یک اثر هنری. متاسفانه شما ماهیت موضوع را گم کرده و به همین خاطر قلمتان را به اشتباه به جایگاه نقد نشانده اید.

اگر هدف از این اثر صرفا تبلیغ و یا تعریف فرش دستباف و نمایش هنر و فرشهای هنری ایرانی بود به راحتی طرح فرش افشار یا سالاری را نمایش می دادیم که درآن تا ۱۷۰ رنگ  ، با هزاران طرح و گل و بلبل وجود دارد. که اکنون هم در حال تولید آن هستیم . اما اینجا هدف یک  اثر نو با پیام انسانی و صلح است. در قالب فرش دستباف – گویا، بدور از هرگونه تجملات و انحصار – جامع برای فرد فرد مردمان کره خاکی  به عنوان فرش … سفید…..صلح ..!  سفید یعنی پاک  –  ساده و به معنای واقعی کلمه سفید .

یک ایده هنری با  پیامی جامع و انسانی در قالب فرش دستباف . به رنگ سبز و سفید و چرا همین دورنگ خود کتابها توضیح دارد . ایده یعنی نوآوری. حال آیا صرف اینکه تقلید از گذشته و حفظ اصالت شرط اصلی است پس ایده و نوآوری را باید حذف کرد، در دنیای پیشرفته امروزی غیر قابل توجیه و تنها  عقیده خشک فکران و تنگ نظران است.

حال جدا از ایده هنری ، پیام و مفهوم نهایی این اثر نیز گویا و شفاف است. چیزی که متاسفانه شما هنوز ابتدایی ترین مفهوم آن  را نتوانسته اید تعریف کنید و بگیرید  در حالی که دست بر شعور و فکر فرش گذاشته اید . شما اگر همین سه کلمه را تعریف و تعبیر میکردید قطعا نیاز به این نقد ناآگاهانه و ناشیانه نبود .

…..فرش …… سفید (سفید) …. صلح .. حال در فکر و شعور این فرش چه پیامها و نمادهایی از صلح سخن میگویند کاش آنها را شنیده یا دیده بودید.

در جای دیگر چنانچه خود نیز فرمودید فقط شنیده ها را شنیدید و متاسفانه در دیده ها نیز تنها از دیدگاه شخصیتان رنگها را نپسندیدید. مثال رهگذری که کیسه ای از سکه طلا پیدا کرد و گفت نه! چون آن کیسه خاکستری است رهایش می کنم و فردا کیسه های رنگین تری را جمع خواهم کرد!! ولازم به ذکر است که یکی از شاهکارهای این اثر هم  استفاده از حداقل رنگ و تصاویر (درقالب نماد) برای رساندن پیام اصلی و واقعی صلح  است.

جالبتر از همه این است که بر خلاف نظر حضرتعالی ، این فرش از ابتدای کار تا زمان رونمایی مدت ۲ سال از صدها فیلتر تخصصی و کارشناسی در کلیه ابعاد عبور کرده و در نهایت نمره قبولی گرفته، در حالی که شما در مدت زمان ۲ ساعت از فاصله ۲۰۰ متری و در یک مراسم توانستید ۲۰۰ ساعت فکر، طراحی، مشاوره، مطالعه و ایده پردازی این اثر را کاملا بی ارزش و بی معنا معرفی کنید!! و از آن جالبتر به قول خود گره همه مسولان و مدیران را در تمام این مدت ۲ سال دیده و از همه نقش و نگار فرش از ابتدای کار آگاه بودید یا در خواب غفلت بودید و یا چگونه شد که شما فقط در روز رونمایی به این نتیجه رسیدید که این اثر سراپا اشتباه و بی ارزش است ؟ آیا مگر غیر از این است که درد شما از جای دیگری است و امروز کورکورانه عزت ، شرف و جایگاه فرش سفید صلح را قربانی غرضهای شخصی و فردی خود م یکنید ؟ و وای بر ما که صلح .. صلح و هنر را هم بازیچه دنیای شخصی و سو استفاده های  لحظه ای کنیم ..

اینکه حضرتعالی دغدغه و حرص  آن را دارید که مبادا فرش سفید صلح شان و منزلت شما در جهان و به قول شما سازمان ملل کم کند جای نگرانی نیست . چون عاقلان و استادان به معنای واقعی کلمه، هم در سطح ملی و هم بین المللی برای آن تصمیم درست را خواهند گرفت و حتما روزی  هم یکی از افتخارات شما همین فرش سفید صلح خواهد بود. اما دغدغه من چیزذیگری است که قرار است دانشجویان فردای سرزمین من را کسانی استادی کنند که تا این حد ناآگاهانه ، ناشی و برحسب لقب دست به قلم تخریب می زنند .

 حال نیاز است که بگویم من هم قطعا با دیدن اولین مطلب از قلم شما یاد همان داستان دو مرد نساج افتادم : آری قلم استاد ما عریان بود، به معنای واقعی ، عاری از هر گونه علم، آگاهی، استدلال و هویت .

در نهایت اگر شما از دیدن رنگ سفید و سبز ، ابریشم و گره ، پیام انسانی ، مجموعه کامل تمام نمادهای صلح از زمین تا کائنات ، آرایش و نظم ، احساس و الهام و حتی دو قطعه بودن فرش محروم بوده اید اشتباه کامل از بینایی شماست و دلیل بر کور بودن طراحان آن نیست .

در نهایت از بنده حقیر نصیحت باشد . بزرگ شدن خوب است. اما نه به هر قیمتی . چون گاهی وقتها فکر بزرگ شدن آدمی را از انی هم که هست پایین تر میکشد . و نقد هم خوب است اما نه در هر جایی بلکه در آنچه که تخصص و تبحر داری . چون مثال اینکه شغل شما MDF  کاری در خیابان عشایر است  و من بافنده فرش . بدون هیچ علم و آگاهی از کار شما ، دست به قلم نقد شوم  و از کار و دکوراسیون سازی شما هزاران ایراد بگیرم  و از همه جالبتر در فضای  مجازی و افکار عمومی هم  پخش کنم . زیرا نه تنها نشان از عالم بودن من نیست بلکه بیانگر نادانی و ندانمکاری من است . پس همان بهتر که کار را به کاردان بسپاری .

.از طرف دیگر متاسفم برای آنان که حتی صلح و هنر صلح را هم به بازی شوم منافع خود میکشانند .

به امید آنکه روزی نقدهای حساس توسط افراد عالم و متخصص نگارش شود تا از روی ناآگاهی ارزش و زحمات هزارن ساعت هنرمند به باب تمسخر و بی ارزش گرفته نشود.

دستبوس همه شهروندان و مردم عزیز هستم. فخرالدین خضری حامی فرش سفید صلح.

 

#

اشتراک این خبر در :