محمد امین کریمی فرد عضو شورای فرهنگ عمومی شهرستان بوکان در یادداشت زیر به مناسبت ۱۷ دیماه سالروز ابلاغ فرمان تغییر لباس توسط رضا شاه پهلوی به توصیف قیام ملا خلیل منگور در مهاباد که در واکنش به این فرمان شکل گرفت، پرداخته است.

هاناخبر، محمد امین کریمی فرد –   همزمان با جنگ جهانی اول آتاتورک، امان اللّه خان و رضاخان، مأمور شدند تا در سه کشور ترکیه، افغانستان و ایران زمینه فرهنگی نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی غرب را فراهم سازند. آنها با توجه به شرایط هر کدام از این کشورها با اقداماتی نظیر تغیر خطّ، لباس، اعلام منع حجاب، تشکیل جمعیت حمایت زنان و… در صدد تحقق آن سیاستهای دیکته شده بر آمدند. در این میان رضاخان در خرداد ۱۳۱۳ در مسافرتی یک ماهه به ترکیه، با آتا تورک و برخی دیگر از سران اروپایی دیدارهای مفصلی انجام داد،که پس از بازگشت از ترکیه در ۱۷ دی ماه ۱۳۱۴ در دانشسرای مامایی همراه همسر و دختران خود  برای اولین بار بدون حجاب شرکت و به صورت رسمی فرمان ممنوعیّت حجاب را صادر کرد. از آن پس با توجه به ویژگی های فرهنگی مردم ایران، بسیاری از زنان و دختران، خانه نشین شدند و دور از چشم مأموران، برای کارهای ضروری رفت و آمد می کردند. همزمان با کشف حجاب، برنامه ” اتحاد شکل” نیز اجباری شد و مأموران، همه اقشار مردم، حتّی روحانیون را به پوشیدن کت و شلوار و کلاه «شاپو» مجبور می کردند.

در نتیجه ی این شرایط، تحرکهای اعتراضی در برخی نقاط ایران از جمله کردستان شکل گرفت و شجاعت آریایی و غیرت اسلامیشان را در راه حفظ فرهنگ غنی ایرانی- اسلامی  به میدان آورد. جنبش اعتراضی مردم مسلمان کُرد در منطقه موکریان (به ویژه مهاباد، پیرانشهر و سردشت) با رهبری یک روحانی فرهیخته و مجاهد به نام ” ملا خلیل گورئومه ر” شکل گرفت که بعد ها با نام  “قیام ملا خلیل” در تاریخ پرافتخار جنبشهای اسلامی ایران به یادگار ماند.
***
جناب ملا خلیل، از علمای بلند مرتبه ی کردستان و بلکه عالَم اسلام بود. در علوم عربی، منطق، اصول، حکمت اسلامی ، هیأت ربع مجیب و اسطرلاب، کم نظیر بود و دراین رشته ها تالیفاتی به یادگار گذاشت. همچنین در سرودن شعر فارسی، کُردی و عربی نیز صاحب ذوق بود. قیام ملا خلیل در زمستان ۱۳۱۴ ه.ش در پی برگزاری مراسم اجباری کشف حجاب در مهاباد ، شروع شد. ملا خلیل که خود از عشایر منگور بود، مردم با غیرت عشیره ها را فراخواند تا جنبش مخالفت با طرح رضا خان را رهبری نماید.
برخی، قیام ملا خلیل را یک جنبش ناسیونالیستی برای خفظ فرهنگ و لباس کُردی دانسته و برخی دیگر آن را یک حرکت اسلامی بر می شمارند. ملا قادر مدرسی که از علمای کردستان و از شاهدان و همراهان قیام بود در این رابطه می گوید: ” ملا خلیل با دید ناسیونالیستی به این مسأله نگاه نمی کرد و اگر هم کسی این طور فکر کند به تاریخ منطقه خدمت نکرده است. زیر و رو کردن تاریخ، گناه سنگینی است. مرحوم ملا خلیل فردی مذهبی و به لحاظ دینی مردی غیرتمند بود. به تن کردن لباس غربی و به سر کردن کلاه پهلوی را کاملا حرام می دانست و با همین دید هم به مخالفت با فرمان تغییر لباس برخاست. ” البته واضح است که فرهنگ بومی مردم کُرد بخشی از فرهنگ دینی شان بوده و این دو از هم قابل تفکیک نیستند.

***
هم زمان با شروع قیام و اعلام رسمی سرپیچی از فرمان شاه، سرلشکر خزاعی (فرمانده نیروهای شمال غرب) برای بررسی موضوع عازم مهاباد شد. خزاعی درگزارشی که به شاه مخابره کرد، نوشت: ” علمای اهل سنت راجع به تغییر لباس، حکم جهاد داده اند و تغییر لباس را کفر می دانند. معهذا ایلات مرزی، قیام کرده، به جنگ و اغتشاش پرداخته اند. اگر می خواهید واقعا کشور آرام و ملت مرفه و آسوده باشد، از اتحاد شکل و احداث جدید صرفه نظر فرمایید. ”
رضا خان پس از اطلاع از این گزارش، علی بیگ حیدری – اولین نماینده مهاباد در مجلس شورای ملی- را احضار کرده و مورد عتاب قرار داد. و او را مأمور به رفع غائله نمود. حیدری نیز بلافاصله نزد علمای منظقه و سران عشایر برگشت و تلاش نمود با متقاعد نمودن آنها گزاشی تهیه کند و در آن، علت اصلی قیام را، نه اعتراض به متحد الشکل شدن لباس و کشف حجاب بلکه آن را ناشی از اختناق و فشار مأموران محلی به مردم معرفی کند. تا به این شکل از خشم رضا خان و هجوم نیروها به کردستان جلوگیری کند. برخی از علما و سران عشایر به طرح نماینده تن دادند و گزارشی را بر این مبنا تهیه و در تکذیب گزارش خزاعی به مرکز فرستادند. اما بخش دیگر عشایر همچنان علَم مبارزه را برافراشته نگه داشتند. تعدادی از شخصیتهای دارای نفوذ در منطقه (قرنی آقای مامش، علی آقای دهبکری و حیدری) برای جلب رضایت قیام کنندگان میان آنها رفتند اما نتوانستند موافقتشان را جلب کنند. سرانجام حکومت سلطه گر رضاخان، تصمیم به حمله وسیع برای سرکوبی قیام مردم مسلمان برای حفظ حیا، غیرت و فرهنگشان گرفت.
از یک سو پییاده نظام و از سوی دیگر با بمباران هوایی به عشایر تاختند و تعدای از مردم و سران مجاهد عشایر را به شهادت رساندند. یکی از ناظرن جنگ، در کتاب “رد فرمان رضا خان” می نویسد: “در روستای خلیفان بودیم که نزدیک چاشت، صدای مهیب غرش طیاره در آسمان پیچید. طیاره دولتی بود که به سوی ایل تیمور می آمد. ناگهان صدای مهیبی برخاست و بمب بر زمین افتاد. غوغا و داد و فریاد روستاییان در فضا پیچید ….. در اطراف خلیفان ۴ بمب انداخت و….” در جایی دیگر می نویسد: “اهالی روستا کوچ کرده و در جستجوی پناهگاه بودند. از میان عشایر معترض برخی دست از اعتراض برداشته و به روستاهایشان برگشتند اما ملا خلیل و همراهانش به خاک عراق رفته و در آنجا مستقر شدند.” فشار نیروهای دولتی به عشایر منگور و خانوادهایشان، ملاخلیل و همراهانش را ناچار به بازگشت به ایران و تسلیم شدن نمود و از آن پس ایشان در میرآباد سردشت سکونت یافته و تا آخر عمرشان آنجا ماندند و به این شکل قیام مبتنی بر غیرت دینی و جوانمردی مردم منطقه خاتمه یافت. هرچند قیام ملاخلیل با واسطه گری و تطمیع و بمباران و حملات نظامی، سرکوب شد اما نه حجاب زنان با حیای کُرد و نه لباس مردان با غیرتش تغییر نکرد.
منابع؛
– اوضاع سیاسی کردستان از ۱۲۵۸ تا ۱۳۲۵ هجری شمسی ، صفحه ۲۳۲ ،‌مجتبی برزویی ۲۵۶ / ۲۵۵
– قیام ملا خلیل و رد فرمان رضا خان / ابراهیم افخمی، انتشارات محمدی ، سقز
– عملیات اورامان – نایب سرهنگ حاجعلی رزم آرا- به کوشش کامبیز رزم آرا و کاوه بیات- نشر و پژوهش شیرازه کتاب ۱۳۸۶
– تاریخ مهاباد،‌صفحه ۹۱، سید محمد صمدی، انتشارات رهرو ۱۳۷۳
– زندگینامه شمس الدین برهانی – تالیف استاد ابوبکر سپهر الدین- انتشارات صلاح الدین ایوبی- صفحه ۴۳۰ – ۴۳۳

#

اشتراک این خبر در :