اختصاصی هاناخبر

زنان ایرانی جایگاه خاصی در جامعه ندارند/ فریب دادن زنان کافیست

شناسهٔ خبر: 453F9CBD -
متاسفانه جامعه ما درگیر نگرش های سنتی خود است به همین دلیل به زنان فرصت های برابر با مردان نمی دهند. جامعه ما فرایند مردسالارانه دارد برای همین است که اگر هم در جایی حرکتی در جهت به جلو راندن حضور زنان و مسائل آنها صورت می گیرد خواه ناخواه این حرکت درذات خود ناقص است.

 هاناخبر -مهاباد؛ فائزە عزیزی، زن.....زن و زندگی.....زن و خانوادە....زن و عشق.....زن و محبت...زن و جهان....زن و....زن و......پایەو اساس زندگی و دنیا ، زن .....زن زیباترین واژه آفرینش است.موثرترین عامل تربیت....نگهبان سلامت روح و روان در خانواده، پایه واساس مهر و محبت و فداکاری، این واژه ها و جملات من اغراق نیست واقعیتی به تمام معناست.

از اول پیدایش جهان شروع کنیم. جهان با زن....و عشق و محبت زن.....شروع می شود.اولین جسارتی که زن بخاطر عشقش انجام داد زمانی که حوا سیب را به آدم داد.اولین عشق و اولین محبت وپس از آن درد و رنج و فشار و سختی و چارچوب و پوشش وپوشش و ....و.....از همان شروع ، زن مقصر شناخته شد، سیب را به اشتباه به آدم داد و آدم به دنیا آمد و تا کنون قرنها و قرنهاست که تاوان آن اشتباه را همەما زنان میدهیم .قرنهاست کە این سمبل پاکی و عشق ونیرو و  فداکاری در زیر انواع پوششها و تبعیض ها و تعصب ها به عناوین مختلف چه از نظرحقوقی و چه از نظر فرهنگی و اجتماعی  مدفون شده، در صورتی که این نیروی عظیم از هر لحاظ کارآمدتراز مردان است .
هیچ مغز متفکرو واقع بین و حق شناسی نمیتواند این حقیقت مسلم را مورد انکار قرار دهد؛ که اگر نقش زنان در پیشرفت و تعالی جامعه از مردان آن جامعه بیشتر نباشد کمتر نیست. تجدید نظر در باورها و نگرش ثابت کرده که هر اندازه جامعه ای شرایط مساعد و همسانی را برای رشد و سپردن مسئولیتها فارغ از چارچوبهای تنگ نظرانه فراهم آورد  به همان اندازه توسعه و ترقی جامعه نیز روند شتابان تری یافته است.
متاسفانه بیشتر مردم يگانه وظيفه زن را خانه داري مي‌دانند.با توجه به اين امر زن تنها در شرايطي مي‌تواند به اشتغال تن دهد كه مشكل امور خانه و نگهداري فرزندش حل شده باشد.
اشتغال زن را باید ضرورتي اجتماعي دانست و این موضوع هيچ تعارضي با نقش مادري و همسرداری و خانه داری او ندارد. در بسياري از موارد، تقسيم نقش جنسيتي خود مانعي براي زنان در جهت پيشرفت شغلي است زيرا باعث دور شدن آنان از انتخاب شغل دلخواه به ملاحظه مسائل خانوادگي مي‌گردد، علاوه بر اين ، زنان معمولاًبه نفع رسيدگي به امور فرزندان و شوهر خود ، از ساعات فراغت ناچیز خود نیز چشم پوشی می کنند.
يكي از مشكلاتي كه زنان در همه جوامع با آن درگيرند مسئوليت پرورش فرزندان و اداره امور خانه است كه.... امكان دسترسي آنان را به مقاطع تحصيلي و معلومات سطوح بالا كاهش مي‌دهد .....و زماني را كه مي‌توانند صرف شغل و حرفه خودكنند..... محدود مي‌سازد .
همچنان که میدانیم زنان نسبت به مردان از اوقات فراغت كمتري برخوردارند و ، زن شاغل ، به محض ختم كار در خارج از خانه.....، بايد خود را سریع به منزل برسانند تا به مراقبت از فرزندان وخانه داري و محبت بە همسر و وظایف تعیین شده ی سنتی  بپردازند، چون میدانند کوچکترین بی مسئولیتی در امور خانه و خانواده منجر به این می شود که به او بگویند که نمیتوانی .... پس حق نداری در بیرون از خانه کار کنی. ولی زن شاغل وخانه دار برای اثبات توانایی خود درامورخانه و خارج از خانه .....از وجود خود و حتی سلامتی خود می گذرد تا جايگاه کاری وحرفه اي خود را در اجتماع نگاه دارد.
وي ميزان موفقيت در تركيب نقش‌هاي حرفه اي و خانوادگي را وابسته به عوامل زير مي‌داند.
یک ؛ چگونگي نگرش شوهران زنان شاغل نسبت به كار آنان و  ميزان ساعاتي كه آنان در محل كار حضور دارند.
در صورت تعارض نقش‌هاي مربوط به حرفه و خانواده ......عده زيادي از زنان راه خانه را در پيش مي‌گيرند و از حرفه خود دور مي‌شوند.و برای ثبات خانواده از کار وعشق بکار و فعالیتشان دست می کشند و منزوی و ناامید درخانه می مانند.

تعارض نقش در خانواده ممكن است از نگرش منفي شوهر نسبت به كار همسرش، و نظر سلطه جويانه او در كارهاي خانه و سرانجام ، مشكلات مربوط به بچه داري ناشي گردد.می توان نتیجه گرفت ؛ با توجه به مشكل‌آفريني تضاد نقش‌ها و شرايط جديد زندگي زنان و حضور فعال آنان در فعاليت‌هاي اقتصادي و اجتماعي مسئوليت مادري وهمسری و توقّعات متعدد از آنان ،تلفيق نقش‌ها و انجام وظايف با مشكلات زيادي رو‌به رو خواهند بود. چنان كه گفته شد زنان در خانواده زير سلطه مردان قرار دارند. ولی باز هم از عهده همه مسئولیتها و کارهایشان در داخل و خارج از خانه برمی آیند.چون می دانیم زنان همزمان میتوانند چندین کار را باهم انجام دهند ولی مردان تنها روی یک کار می توانند تمرکز کنند. واین برگ برنده زن در انجام مسئولیتهای بیشمارش است، این مباحث تا اینجا در مورد مشکلات زنان در چارچوبهای خانواده بود و اما اجتماع.......

زن که تصمیم می گیرد وارد جامعه شود و مشغول بکارشود از سه چهارچوب رد می شود، اول چهارچوبی که خود برای خود تعیین کرده و همان شخصیتی است که دارد که چگونه رفتار کند و چه شخصیتی در جامعه داشته باشد. دوم چارچوب خانواده .... که تعیین می کند کجا برود با چه کسانی باشد پوشش و رفتارش چگونه باشد و چه ساعاتی اجازه کار دارد و سومین چارچوب  ..... چارچوب جامعه است که چگونه پوششی باید داشته باشد و چه کاری باید انجام بدهد و چه حرفی باید بزند و.....بارعایت تک تک قراردادهای خانواده و اجتماع تازه میتوانی کارت را شروع کنی واما کار..... چه کاری؟...... انتخاب کارهم دست خودش نیست به جرم زن بودن تنها شغل هایی بایدانتخاب شود که جامعه برایش تعیین کرده در صورتی که میدانیم زن و مرد از نظر حقوق اجتماعی استعداد و لیاقت یکسانی دارند و باید به یک اندازه بهره ببرند . اثرگذاری این دو جنس نیز در جامعه به یک اندازه است اگر تفاوتی هم باشد در نوع استعداد افراد هست نه جنسیت آنها ولی متاسفانه تبعیض جنسیتی در انتخاب پست کاری بسیار چشم گیر است.

همچنان که گفتیم نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل دادند، بیش از ٦۰٪ورودی دانشگاه ها را بخود اختصاص  داده اند، وظیفه تربیت یک چهارم جمعیت کشور رابردوش می کشند، اما هنوز جایگاه واقعی خود را در جامعه پیدا نکرده اند .چرا؟؟؟؟
این موضوع بزرگنمایی و اغراق نیست، مشارکت ۲٪ در بخش اجرایی ـ استفاده ۲۷٪ از ظرفیت علمی و رتبه ۹۲ نابرابری جنسیتی در بین ۱۴٦ کشور   نشانه آن است که زنان ایرانی با همه استعدادها و توانایی هایشان جایگاه خاصی در جامعه ندارند.ولی چرا؟!؟؟؟ چه کسی جوابگوست؟؟؟ در جواب بارها و بارها شنیده ام که می گویند عدم باور زنان به خود و جایگاه واقعیشان. زنان باید خود را باور کنند. ولی به نظرم جواب غیرمنطقی است، چرا زنان به خود اعتماد ندارند و چرا خود را لایق بهترین پست ها نمیدانند، این باور را چه کسی در نهاد زن گذاشته؟!؟خود جامعه .... از همان زمان طفولیت، فرق گذاشتن بین دختر و پسراز هر لحاظ، قراردادن زنان و دختران در هر چار چوب و پوششی .....  امر و نهی کردن و محدودکردن های بی قید و شرط، کافیست دیگر .....فریب دادن زنان.

در حوزه قوانین اصل ۲۱قانون اساسی معطوف به حقوق زنان است و دولت موظف است حقوق زنان را در تمام جهات تضمین کند و همچنین در بخش سوم منشور حقوق و مسئولیت های زنان در نظام اسلامی ایران (۱۳۸۳) زنان باید حق مشارکت در سیاستگذاری ها، قانونگذاری ها ، مدیریت و اجرا ونظارت در امور فرهنگی و همچنین حق تبادل ارتباطات و اطلاعات  در ابعاد ملی و بین المللی  را داشته با دانستن این قوانین متوجه می شویم در حد نوشتاری در کتابهای قانون زنان اجازه هرکاری را دارند ولی در اجرا ......تنها ٦٪ از جایگاه های مدیریتی در دست زنان است!

متاسفانە جامعە ما درگیر نگرش های سنتی خود است بەهمین دلیل بە زنان فرصت های برابر با مردان نمیدهند. جامعه ما فرایند مردسالارانه دارد برای همین است که اگر هم در جایی حرکتی در جهت به جلو راندن حضور زنان و مسائل آنها صورت میگیرد خواه ناخواه این حرکت درذات خود ناقص است.
همچنان که بوضوح می بینیم در نظام کارفرمایی نگاه به زنان ابزاری است و زنان پایین تر از مردان در نظر گرفته میشود و حتی حق و حقوقشان درست پرداخت نمی شود .

مازنان حتی در رفت و آمد و تردد با محدودیت مواجه هستیم هنوز حضور زنان را برای تعدادی از مشاغل باور نداریم  بقدری این مسائل و اندیشه ها نزد خود زنان موثر واقع شده است و باعث شده زنان برای حل مسائل شان پا پیش نگذارند و کوتاه می آیند. جامعه هنوز زن را ضعیفه فرض میکند و نگاه مردسالارانه در همه جامعه ماسایه افکنده واین باعث شده تمام مسائل با معیارهای مردانه سنجیده شود.

قانون و ساختار اجتماعی مسوول کنترل نگاه اجتماعی است که همچنان روی جنس زن وجود دارد و تلقی ضعیف از زن را ترویج کرده است. خانواده ها در این میان بزرگترین نقش را داشته اند.

بیشترین محدودیت در خانواده شامل دختر بچه ها است اینجا نرو، اینجوری حرف بزن و جملاتی مانند اینها که محدودیت های غیرمنطقی را در میان زنان تقویت می کند. محدودیت هایی که متاسفانه آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد اجتماعی موثر به جای حل آن را بیشتر تقویت کرده است.رسانه های ما نیز به جای تغییر نگرش یا کنترل و هدایت افکار عمومی جامعه تحت تاثیر باورها و نگرش های تاریخی و سنتی نسبت به زنان بوده اند. اگر نگرش منفی داریم و می بینیم همچنان باقی مانده این یعنی اینکه رسانه های ما درست عمل نکرده اند. متاسفانه رسانه تاثیرگذاری چون تلویزیون هم در این زمینه به درستی عمل نکرده است.برای همین فضا در دست رسانه های بیرونی و شبکه های ماهواره افتاده که زن را عاملی برای خیانت نشان می دهند که این ظلم به زنان است.

حال اگر ازتمام چارچوبها رد شدیم .... و بە کار و شغل خود دست یافتیم .....و با تمام مشکلات درگیر شدە.... و تمام وظایفمان را دقیقا اجرا نمودیم......و به محیط کارمان رسیدم.....حال باید مواظب رفتارمان باشیم ....که چگونه با همکاران مرد در محیطی کار کنیم.واین بخش هم درد دیگری از کار زنان شاغل است. تمام هواسمان به رفتارمان باشد که نه کسی به خود اجازه بدهد که فکر بد بکند ونه کسی برایت دردسر درست کند .واقعا چرا؟!؟

چرا این دیدگاهها نباید عوض شود، تا کی باید دم از مرد بودن و زن بودن بزنیم، پس انسان بودن و انسانیت کی بکار برده می شود .این تفکرات را عوض کنید از مسئولین محترم و همچنین رسانه ها خواهشمندم این فرهنگ و این دیدگاه سنتی و دموده و کهنه را از افکار عمومی پاک کنند تا من زن   بتوانم راحت تر انجام وظیفه نمایم و در کار و شغلم با دل و جان کار کنم، تقاضای دیگری کە از مسئولین دارم این است کە مسئولین ما زنان شاغل را  حمایت کنند  . بعنوان مثال درپستهای کلیدی اجرایی از زنان استفاده کنند خیلی زود متوجه میشوند که کارها ردیف تر و بهتر اجرا میشود. یکی از دلایل این کار این است که زنان نسبت به مردان کمتر بفکر خلاف و اختلاس و تنبلی هستند. زنان از هرلحاظ مسئول تر از مردان هستند و به تعهدی که داده اند پایبند تر هستند، دقت و حساس بودن و نظم و انضباط در کار برایشان اهمیت بیشتر دارد...

و در پایان ؛مطلب زیبایی را از  دکترشریعتی نقل میکنم ؛ زن اگرپرنده آفریده می شد، حتما "طاووس"بود. اگرچهار پا بود، حتما "آهو"بود. اگرحشره بود، حتما "پروانه"بود. او انسان آفریده شد، تا خواهر و مادر باشد و عشق... زن چنان بزرگ است که اشرف موجودات خداست. تا حدی که یک گل، او را راضی می کند،و یک کلمه، او را به کشتن می دهد. پس ای مرد، مواظب باش، زن ازسمت چـــپ، نزدیک به قلبت ساخته شده، تا او را درقلبت جا دهی. شگفت انگیز است! زن درکودکی درهای برکت را به روی پدرش می گشاید، درجوانی دین شوهرش را کامل می کند و هنگامی که مادرمی شود، بهشت زیر پای اوست.قدرش را بدانیم.......

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
7 + 4 =