مصاحبه ی هاناخبر با میثم کاکاسلطانی؛

سانیار نمونه ی بازیابی هویت زبانی کُردهای کلاردشت

شناسهٔ خبر: 479C5165 -
کاکاسلطانی – با توجه به اینکه خودم در فضای فرهنگی بوده و دغدغه ی هویتی داشتم و در این قضایا فعال بوده ام، بنا را بر آن گذاشتم که این حرکت باید از خودم شروع شود. اگر قرار است زبان مادری ما حفظ شود، باید از خودمان شروع کنیم. و این بود که از ابتدای امر با سانیار به همان زبان کردی خودمان صحبت کردم. 

به گزارش هاناخبر ، مژگان کاوسی کِلاردَشت شهرستانی در غرب استان مازندران است. ترکیب جمعیتی این شهرستان شامل بومی ها، مهاجرین پرتعداد کرد و همینطور تعداد کمی مهاجر ترک می باشد. کردها نزدیک به هفتاد درصد جمعیت کلاردشت را تشکیل می دهند.
متاسفانه چندین سال است که پدر و مادرها در کلاردشت با فرزندانشان از بدو تولد به زبان فارسی صحبت می کنند و این موضوع ضربه ی جبران ناپذیری را بر حیات زبان ها و گویش های هویتی شهرستان وارد آورده است.
میثم کاکاسلطانی از جوانان کرد کلاردشت، ساکن روستای کُلِنو، فارغ التحصیل مقطع کارشناسی و کارمند بیمارستان کلاردشت است.
وی پدر یک فرزند به نام سانیار است که علی رغم جریان متداول و حاکم در کلاردشت، از بدو تولد با او به زبان کردی صحبت کرده است. . طی پرس و جوها و پژوهش ها غیر ازایشان تنها یک چنین مورد دیگری را کلاردشت یافته ایم. می توان گفت مورد سانیار و تصمیم پدرش  در جغرافیای مورد نظر از نوادر است. به همین خاطر  در مصاحبه ای با او در این باره کنکاش کرده ایم.

هاناخبر- با سلام آقای سلطانی، از طرف هاناخبر/کلاردشت مزاحمتان شدیم تا درباره ی فرزندتان سانیار و بحث زبان مادری و هویتی  با شما مصاحبه ای داشته باشیم. می دانیم که از بدو تولد با سانیار به زبان کُردی صحبت کرده اید. میخواستیم سن ایشان را بدانیم و همینطور درباره محل زندگیتان توضیحی بفرمایید.
کاکاسلطانی – با نام و یاد خدای بزرگ. با تقدیر و تشکر از شما و سپاس از اینکه زحمت این مصاحبه را کشیدید. سانیار چهار سال و ده ماه سن دارد. ساکن شهرستان کلاردشت و روستای کلنو هستیم.

هاناخبر – چطور شد که تصمیم گرفتید تا با سانیار از ابتدا به کُردی و زبان هویتی اش صحبت کنید؟
کاکاسلطانی – با توجه به اینکه خودم در فضای فرهنگی بوده و دغدغه ی هویتی داشتم و در این قضایا فعال بوده ام، بنا را بر آن گذاشتم که این حرکت باید از خودم شروع شود. اگر قرار است زبان مادری ما حفظ شود، باید از خودمان شروع کنیم. و این بود که از ابتدای امر با سانیار به همان زبان کردی خودمان صحبت کردم. 
 
هاناخبر- ممنون از شما. انشالله که سرمشقی هم برای دیگر پدر و مادر ها شود. اگر امکان دارد درباره ی فضای فرهنگی که فرمودید توضیحی بفرمایید.
کاکاسلطانی – بنده گاهی در برنامه های خودمان مجری بودم و یا در کنار دیگر همکاران و دوستان کار می کردیم؛ این موضوع باعث شروع حرکت و همینطور تصمیم بنده شد.

هاناخبر – جشنواره های فرهنگی که تحت نام بومی-محلی و در راستای مسائل هویتی برگزار می شود را می فرمایید؟
کاکاسلطانی – بله، دقیقا.

هاناخبر – لطفا درباره ی انگیزه ی شکل گیری همان حرکت های جمعی بفرمایید. در جریانیم که شما و دیگر اقوام و دوستانتان جزو موسسین موسسه ی مردم نهاد "دیار کهن" و یا اصطلاحا "نیشتمان" هستید که در راستای حفظ و اشاعه ی میراث فرهنگی و هویتی به وجود آمده است.
کاکاسلطانی – درباره ی ما چنین جریاناتی به دغدغه های خانوادگی برمی گردد. این دغدغه ها مانند تلنگری است که انسان را به سمت و سویی می برد. خاطره ی خودم از شروع این حرکت ها، شرکت در جشنواره ی بومی - محلی در روستای هم جوار "سَرکا" بود. حدودا سال 89 و شاید 90 بود که به طور اتفاقی با این جشنواره که کاملا به زبان گیلکی اجرا شد برخورد کردیم. این اتفاق نقطه ی شروعی شد تا ما هم حرکتی را در جهت حفظ هویت کُردی مهاجرین کلاردشت شکل دهیم.

هاناخبر – برگردیم به سانیار. آیا مادرش هم با او به زبان کردی صحبت می کند؟
کاکاسلطانی – خیر.

هاناخبر – امکان دارد تا علتش را بفرمایید؟
کاکاسلطانی – بله؛ به این دلیل که خانواده ی همسرم از بدو تولد با ایشان به فارسی صحبت کرده اند. 

هاناخبر – مادر سانیار اصالتا کرد هستند؟
کاکاسلطانی – بله؛ ایشان هم از کردهای کلاردشت هستند که در روستای کلنو متولد و بزرگ شده اند.

هاناخبر – بر اساس فرمایشات شما سانیار یک کودک دوزبانه است. 
کاکاسلطانی – دقیقا.

هاناخبر – آیا سانیار برای صحبت کردن به دو زبان فارسی و کردی دچار مشکل و آشفتگی نمی شود؟
کاکاسلطانی – نه ابدا از این بابت مشکلی ندارد. بنده از همان ابتدای تولد سانیار – حتی وقتی که می خواستم سانیار را مورد نوازش کلامی پدرانه قرار دهم – سعی کردم که حتما با زبان کردی خودم باشد؛ ولی همیشه دچار یک نوع استرس بودم. البته لازم به ذکر است که این استرس هم از طرف اطرافیان و به طور کلی جامعه به بنده سرایت می کرد. ولی خوشبختانه سانیار در این مورد – حتی الان هم که به مهد کودک می رود – هیچ مشکلی ندارد. تا کنون هم نشنیده ام که بگویند سانیار وقت گفتگو کلمات و یا جملات را قاطی می کند.(پیشتر شنیده بودم که گفته اند ممکن است وقت صحبت کردن فارسی و کردی را قاطی کند.) سانیار به راحتی هم زمان می تواند با یک فارس زبان به  فارسی و با یک کردزبان به کردی حرف بزند. یعنی همان وقت که در حال مکالمه ی فارسی است، برگردد و جواب یک کردزبان را به کردی بدهد؛  در یک لحظه تصمیم می گیرد که با هر مخاطبی به چه زبانی گفتگو کند.

هاناخبر – در تایید فرمایش شما، در پژوهش های میدانی ام خیلی از کودکان با شرایط سانیار را دیده ام؛ سانیار هم مورد دیگری است که این نظر متخصصان و کارشناسان مربوطه  را تایید می کند که مغز بچه های  دوزبانه راحت می تواند از یک زبان به زبان دیگر شیفت کند و در یادگیری زبان های سوم و چهارم هم بسیار موفق تر از بچه های تک زبانه هستند. اما باز هم  برگردیم به سانیار. در بین اقوام و نزدیکان شما چه کسانی با ایشان به فارسی و چه کسان دیگری به کردی صحبت می کنند؟
کاکاسلطانی – آنطور که بنده احساس می کنم در روستای کلنو فضای عجیبی نسبت به سانیار به وجود آمده و به نظرم شخص سانیار موج جالبی را ایجاد کرده است. خودم در روستا می بینم که تمام دوستان با یک ذوقی- حتی اگر در حد یکی دو کلمه هم باشد – سعی می کنند تا با ایشان به کردی صحبت کنند. این شیرین زبانی کردی سانیار برای همه جالب و تازه است. به همین دلیل هم عده ی زیادی در روستا سانیار را می شناسند. می توان گفت که در باب زبان هویتی در جامعه ی کوچک خودش تاثیرگذار شده است. مقابل درب خانه می نشیند ، راننده ها و سرنشینان آشنا که در حال گذرند به خاطر او بوق می زنند و ترمز می کنند؛ چند کلمه با سانیار به کردی حرف می زنند و می روند. تقریبا نصف اقوام ما با او به کردی حرف می زنند. تمام عموهایش... اما متاسفانه زن عموها به فارسی!

هاناخبر – از قرار معلوم پیداست که خانم ها در حال زدن تیشه به ریشه ی زبان مادری هستند! از مورد شما هم مشخص است که زبان پدری شده!
کاکاسلطانی – دقیقا. البته شخصا معتقدم که باید به موضوع زبان پدری هم پرداخته شود. همیشه  اینگونه فکر می کردم که تنها مادر است که  تاثیر بسیار زیادی در انتقال زبان هویتی به  کودکان دارد؛ اما تجربه ی شخصی ام نشان داد که در این باره به عنوان پدر بسیار تاثیرگذار بوده ام.

هاناخبر – درست است که اصطلاح "زبان مادری" را به کار می بریم؛ ولی منظور به طور کلی زبان هویتی است. ممکن است پدر و مادر از دو هویت زبانی متفاوت باشند؛ بنده با این موارد برخورد کرده ام که از بدو تولد  پدر با زبان هویتی خود و مادر هم با زبان هویتی خود با کودکشان صحبت کرده اند؛ کودک هم که از همان بدو تولد تا سن مدرسه از طریق تلویزیون و رسانه های دیگر در معرض زبان فارسی و جهش زبانی بوده، توانسته این زبان  را نیز به عنوان زبان رسمی بیاموزد و در واقع سه زبانه شده است. این جریان در مناطقی که به مسئله ی هویت زبانی توجه ویژه ای دارند معمولی است و به وفور در خانواده ها  دیده می شود. 
کاکاسلطانی – بنده همیشه باور داشته ام که فرقی نمی کند زبان کردی باشد، ترکی، مازنی و یا گیلکی؛ و یا هر زبان و گویش دیگری در کشور و در دنیا؛ شخصا این زبان ها و گویش ها را به میوه های یک باغ تشبیه می کنم. باغی با انواع میوه ها! یک باغ که در آن میوه های متنوع رشد کرده مطمئنا  لذت بخش تر است. زبان به راستی میراث معنوی تمام بهای ماست. در یک اجتماع بزرگ که یک جامعه ی انسانی را تشکیل می دهد، این تنوع و رنگارنگی فرهنگی - هویتی و احترام به حضور و دوام آن ها خوشایند است. به نظرم حفظ این میراث عظیم وظیفه است. به باور من همانگونه که  در تمام دنیا  حفاظت از محیط زیست، یک گونه ی گیاهی و یا جانوری و یا حفظ و مرمت یک بنای تاریخی برای انسان ها مهم است و درباره اش حساسیت نشان می دهند؛ در کشور ما بایست بسیار بیشتر از این ها به حفظ زبان ها و گویش های هویتی توجه نشان داده شود.

هاناخبر – زبان ها میراث معنوی هستند؛ به چشم دیده نمی شوند اما میراث چندین هزار ساله اند. شما که به عنوان یک فعال فرهنگی  اهل، متولد، ساکن و شاغل در کلاردشت هستید، وضع حال و آینده ی این میراث معنوی هزاران ساله – اعم از مازنی و گیلکی، ترکی و کردی -  را در کلاردشت چگونه ارزیابی و پیش بینی می نمایید؟
کاکاسلطانی –  در کل و طی زمان هر چه که به جلوتر می رویم میراث های گذشتگان بیشتر دستخوش تغییر و نابودی می شوند و شاید شخص خاصی هم مقصر نباشد. اما در باب هویت زبانی معتقدم زبان ها و گویش هایی که گویشوران کمتری دارند و در اقلیت هستند بسیار بیشتر در معرض خطر نابودی قرار دارند. ما هم که به عنوان کردهای مهاجر کلاردشت در این منطقه اقلیت هستیم بیشتر در معرض این خطریم. با تمام اوصاف شخصا نسبت به این قضیه در چند سال اخیر نسبت به سال های گذشته خوشبین تر شده ام. حرکات نوینی مخصوصا در شهرستان کلاردشت اتفاق افتاده است. تلنگرهایی نیز به خانواده ها زده شده که باید در این زمینه کار کرد.

هاناخبر – جناب کاکاسلطانی، شما الان بحث اقلیت بودن گویشوران را مطرح فرمودید؛ بنده در همین کلاردشت خیلی به دوستان مازنی زبان، که اصطلاحا به آنها گیلک می گویند، در نشست ها و انجمن های ادبی و همایشه ها و ... عرض کرده ام که بیایید تا کارگروه های تخصصی احیا و اشاعه ی زبان های هویتی را راه اندازی و در این زمینه به طور جدی کار کنیم؛ حتی گفته ام که بنده دلم برای گویش شما می سوزد که در حال فراموشی است! اما متاسفانه ایشان تا کنون از پیشنهاد بنده استقبالی نکرده اند. با این وجود بحث جنابعالی که می فرمایید زبان ما به دلیل مهاجر بودن و اقلیت بودن  در کلاردشت ممکن است  در معرض نابودی قرار بگیرد، منتفی است؛ چون می بینیم که دوستان بومی ما نسبت به این خطر در رابطه با زبان و گویش خود بی تفاوت هستند. 
کاکاسلطانی – بله، دقیقا؛ ااین خطر تنها متوجه ی ما نیست؛ جریانی است که به شکل عمومی اتفاق افتاده است. می توان گفت که نسبت به بومیان، فعالین کرد کلاردشت  توجه و حساسیت بیشتری برای بازگشت به زبانشان از خود نشان می دهند.

هاناخبر – امیدوارم که دوستان بومی هم به این حرکت تازه بپیوندند. با تمام این اوصاف به نظر شما به عنوان یک فرد حساس به مقوله ی زبان مادری، چه اقداماتی می توانیم انجام دهیم تا بتوانیم گویش ها و زبان های متفاوت در کلاردشت را - اگر نمی توانیم کامل اما حداقل - تا حدودی نجات دهیم؟
کاکاسلطانی – راهکارهایی مانند برگزاری جشنواره ها و همایش ها، تشکیل انجمن ها و نشست های ادبی برای زبان ها و گویش های هویتی، برنامه هایی که تحت نام بومی – محلی برگزار می شوند و هر فعالیت دیگری که در این حیطه جای می گیرد می تواند به ما و به این فضای فرهنگی – هویتی کمک کند.

هاناخبر – منظورتان آگاهی بخشی به جامعه و حساس کردن آن به مسئله ی هویت و هویت زبانی است؟
کاکاسلطانی – بله، دقیقا. باید با برگزاری همین برنامه ها فضا را نسبت به این موضوع حساس تر کرد. چالشی را در ذهن مردم به وجود آورد و به نوعی از آن ها بابت پیوستن به این حرکت دعوت به عمل آورد. این فعالیت ها باید ادامه دار باشد که آن هم نیاز به یک همیاری گروهی مردمی و همینطور ارگان های دولتی مربوطه دارد.

هاناخبر – اتفاقا پرسش بعدی بنده از جنابعالی در همین باره بود. این که ارگان های دولتی مانند آموزش و پرورش – با این همه امکانات و دسترسی به تمام خانواده های کشور – فرهنگ و ارشاد اسلامی و همینطور بخش میراث فرهنگی و گردشگری چگونه و در چه سطحی می توانند به ما فعالین فرهنگی - زبانی کمک نمایند تا بتوانیم صدای آگاهی بخشی مان را به گوش تعداد بیشتری برسانیم؟
کاکاسلطانی – آموزش و پرورش مهمترین بخش آموزش پایه ای جامعه را تشکیل می دهد. مطمئنا آموزش و پرورش در صورت تمایل به همکاری نقش بسیار اساسی را می تواند ایفا نماید ؛ با توجه به اصل پانزده قانون اساسی که تدریس و آموزش زبان های ایرانیِ غیر فارسی را در کنار زبان رسمیِ فارسی  در مدارس کشور جایز دانسته، همکاری اش بسیار تاثیرگذار خواهد بود. همینطور دانشگاه ها، میراث فرهنگی، فرهنگ و ارشاد اسلامی ... تمام این ها با راهکارهای متنوع می توانند تاثیرگذار باشند، که متاسفانه تا کنون نبوده اند؛ درست است که گاهی تمایلی نشان داده اند تا در بخش هایی همکاری کنند، ولی در واقع و به طور عملی هیچ اقدام سازنده ای انجام نداده اند. ما به عنوان فعالین فرهنگی تقاضامندیم که این ارگان ها بیشتر در این زمینه فعال باشند و کارهای اساسی و زیربنایی فرهنگی – هویتی را در دستور کار خود قرار دهند. آموزش و پرورش می تواند بخشی از کلاس ها و فعالیت های فوق برنامه ی خود را به این موضوع اختصاص دهد. مهر ماه امسال، هنگام شروع سال تحصیلی جدید،  در مدرسه ی روستای کلنو و مکارود در کلاردشت، همینطور یکی از دانشگاه های مازندران اتفاق جالبی افتاد و آن هم خوش آمد نویسی به تمام زبان های هویتی بود این حرکت ها هر چن بسیار کوچک جای امیدواری هستند. امیدوارم که آموزش و پرورش از موسسات فرهنگی که در این زمینه فعالیت دارند - از لحاظ امکانات، فضای آموزشی و دیگر کمک های معنوی – پشتیبانی نماید .

هاناخبر – با توجه به عدم پشتیبانی ها، نبود امکانات لازم و کافی، همینطور عدم همکاری خودِ خانواده ها و مردم در کلاردشت که متاسفانه با تمام تلاش های چند ساله ی اخیر هنوز نسبت به این موضوع و این خطر حساس نشده اند، تا چه حد امیدوار به نجات این زبان ها و گویش ها با حفظ بخشی از گویشورانشان هستید؟
کاکاسلطانی – معتقدم هر کس در هر جا هر کاری که از دستش بر می آید را در این زمینه باید انجام دهد و این برگرفته از مفهومِ " از خود شروع کردن" است. فعالین این وادی هم باید از خود، خانواده ها و اطرافیانشان شروع کنند. با این حرکت، فضای توجه به زبان هویتی را گسترش دهند که این امر به خودی خود می تواند تاثیر مثبت قابل توجهی بر آینده ی این زبان ها  داشته باشد. متاسفانه باید عرض کنم که حتی در جلسات رسمی  خانم هایی را دیده ام که گفته اند نمی خواهند تا با زبان هویتی خود صحبت کنند. باورشان چنین بود که اگر یک سخنرانی یا مصاحبه ای برای خودشان و یا فرزندشان پیش بیاید، ممکن است که هنگام فارسی صحبت کردن، لهجه داشته باشند! و این لهجه داشتن را "بی کلاسی" می دانسته اند! در حالی که چه به فارسی حرف بزنیم و چه به زبان هویتی خود، اگر هویت فارس نداشته باشیم در نهایت  هنگام صحبت کردن تا حدودی لهجه خواهیم داشت. این لهجه نشان دهنده ی هویت زبانی ماست و نشان می دهد که فارسی زبان مادری و اول او نیست. احساس می کنم مشکل اصلی در ذهن مردم است که به غیر فارسی حرف زدن و یا داشتن لهجه ی غیر فارسی را بی کلاسی می دانند! وگرنه در گذشته پدران و مادران ما با ما به زبان هویتی خودمان صحبت کرده اند؛ در مدرسه هم فارسی یاد گرفته ایم؛ به دانشگاه رفته ایم و مشکلی هم پیش نیامده و اکنون هم در جامعه در حال خدمات رسانی و کار هستیم. 

هاناخبر – بله؛ درباره ی شخص خودتان این جریان مصداق دارد و همینطور در جریانیم که کارمند بخش اداری بیمارستان کلاردشت هستید؛ اتفاقا سال گذشته هم به عنوان کارمند نمونه مورد تقدید و تشویق قرار گرفتید.
کاکاسلطانی – بله، مشکلی از این بابت نیست؛ آن هم با این همه رسانه ی جمعی که نوزاد از همان بدو تولد در معرض زبان فارسی است. این تنها یک بهانه و مشکل ذهنی است برای کسانی که در ذهن خود دچار خود کم بینی نسبت به هویت زبانی شان هستند. متاسفانه احساس می کنم فضایی به وجود آمده که عامه ی مردم ما را به این سمت سوق داده که نکند صحبت کردن من با فرزندم به زبانی غیر از فارسی او را در مدرسه و جامعه دچار مشکل کند؟ اما تجربه ی شخص خودم نشان داده که این تفکر اشتباه است. سانیار به من ثابت کرد که در واقعیت بیرونی هیچ مشکلی در این زمینه وجود ندارد. وجدان خودم هم به عنوان یک فعال فرهنگی – هویتی نسبت به این موضوع راحت است که  اگر در بخشی کار کرده ام در عمل هم آن را زندگی کرده و به فرزندم انتقال داده ام. حالا این فرزند می تواند آن را نگه دارد یا ندارد؛ به فرزندش انتقال دهد یا ندهد.... بنده از لحاظ وجدانی این رسالت را به انجام رسانده و این بار را از دوش خود برداشته ام.
 
هاناخبر – در این راستا  توصیه و پیامتان  به پدر و مادرها چیست؟
کاکاسلطانی –  از پدر و مادرها خواهش می کنم  تا از این فضای ذهنی که صحبت نکردن به فارسی بی کلاسی است و یا ممکن است باعث عدم پیشرفت فرزندانشان شود بیرون بیایند و به سوی زبان هویتی خود – فرقی نمی کند که چه زبان و گویشی است – بازگردند؛ فارسی را هم در کنار آن به فرزندانشان بیاموزند. حتی زبان انگلیسی و ده ها زبان دیگر... فرزند من اگر ده زبان هم یاد بگیرد بسیار ارزشمند است، ولی اصالت و هویت خودش بر پایه ی همان زبان مادری و زبان هویتی است که بنا نهاده می شود؛ که باید آن را داشته باشد؛ در کنارش چندین زبان دیگر را هم بیاموزد.

هاناخبر – به نظر شما هویت یابی کودک بر اساس زبان هویتی و عجین شدن آن با روان و ضمیر ناخوداگاهش از بدو تولد، تا چه حد از لحاظ روانشناسی و جامعه شناختی می تواند در آینده شخص بالغ را از آسیب های اجتماعی و روانی مصون نگه دارد؟
کاکاسلطانی – به نظرم کسی که بیشتر احساس هویت می کند، نسبت به کسی که نمی داند از کجا آمده و ریشه اش از کجاست و یا نسبت به ریشه ی خود حس خوبی ندارد، در آینده موفق تر و مصون تر خواهد بود. این شخص کمتر دچار آسیب های اجتماعی می شود. کسی که بر اصالت، فرهنگ و زبان خود تاکید می کند، می تواند با قدرت بیشتر و اعتماد به نفس بیشتر در جامعه زندگی کند.

هاناخبر – ممنون از مصاحبه ی شما. برای خودتان، خانواده و همینطور سانیار عزیز به عنوان کودکی در کلاردشت نشان داد می تواند دوزبانه و الگوی بچه های دیگر باشد، آرزوی سلامتی  داریم. همینطور در استمرار فعالت هایتان در این زمینه. فرهنگسازی کاری سخت و زمانبر است. تاثیرش ناگهانی نیست و صبر و حوصله و پشتکار می طلبد؛ برای فعالیت های فرهنگی تان آرزوی استمرار و موفقیت می کنیم. 
کاکاسلطانی - من هم دوباره از این فرصتی که در اختیارم قرار دادید تشکر می کنم.

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
6 + 8 =