گزارش اختصاصی خبرنگار هاناخبر از دکومانتری زندگی یک کتاب فروش در پیرانشهر

شناسهٔ خبر: 0024EB72 -
در این گزارش از سلسله گزارش های اجتماعی هاناخبر با روی‌کرد اتنوگرافی انتقادی، بر اساس تجربه‌ی زیسته و میدانی دربردارنده‌ی مفاهیم حساس، و از راه مجموعه مصاحبه‌های عمیق و ساخت‌نیافته با یک دست‌فروش، مشاهده، مشارکت و حضور در میدان او، دست‌فروشی از چشم یک دست‌فروش پیرانشهری مطرح می شود.

به گزارش هاناخبر ، «دست‌فروشی» به عنوان یک شکل معیشت و زندگی نزد گروه‌های اجتماعی ناهمگون حتی فرودست‌تر از پرولتاریای صنعتی معاصر و شهری محسوب می شود.

ساکنان مناطق کُردنشین ایران که زندگی و معیشت کشاورزی، دام‌پروری سنتی، و کارگاه‌های کوچک خانگی یا روستایی یا غیرصنعتی دارند با توجه به فشارهای اقتصادی، بهره‌ی معیشتی از زندگی در این نواحی نبرده‌اند. بیکاری یا کم کاری در این نقاط از کشور باعث شده است که نیروی کار این مناطق، که از بابت جوانی یا قرار گرفتن در موقعیت پذیرش کارهای سخت، با منزلت کم به نیروی مهاجر دارای کار و درآمد حاشیه‌نشین تبدیل شوند.

افرادی که شغلی ندارند ولی با بهره‌مندی از پیشینه‌ی طبقاتی و داشتن شکل معیشت دست‌فروشی در تاریخ خانواده‌ی خود، چاره‌ای جز بساط کردن پیدا نمی‌کنند یا کسانی که از سرناچاری به تغییر شغل یا به شغل دوم روی می‌آورند و از مزایای بسیار کم اقتصادی شکل دست‌فروشی بهره می‌گیرند.

در این گزارش از سلسله گزارش های اجتماعی هاناخبر با روی‌کرد اتنوگرافی انتقادی، بر اساس تجربه‌ی زیسته و میدانی دربردارنده‌ی مفاهیم حساس، و از راه مجموعه مصاحبه‌های عمیق و ساخت‌نیافته با یک دست‌فروش، مشاهده، مشارکت و حضور در میدان او، دست‌فروشی از چشم یک دست‌فروش پیرانشهری مطرح می شود.

با مرور تاریخ زندگی «کاک محمد»، درمی‌یابیم که دست‌فروشی در زندگی جمعی یا شهری، می تواند شکلی طبیعی و راهی برای تامین معیشت باشد.

اما از طرفی دیگر نباید فراموش کردهنگامی که این شکل از زندگی با حق حاکمیتی دولت، سیاست شهری، نظم فضای مصنوع، ساخت ویژه‌ی سامان اجتماعی و مالکیت فضای شهری برخورد پیدا می‌کند، در سخن مدیران شهری و طبقه‌ی متخصصان حرفه‌ای، تبدیل به معضل شهری و آسیب اجتماعی می‌شود که برای این مهم باید چاره اندیشی شود.

اما «محمد رحمانی» که دوستداران کتاب او را «کاک محمد کتابفروش» می‌شناسند، هر روز در جعبه آهنی خود را باز می‌کند. کتاب‌ها را در عناوین مختلف، تازه و قدیمی داخل جعبه روی هم می‌چیند تا زینت بخش سکوی نیم متری نبش گوشه‌ای از خیابان اصلی پیرانشهر باشند.

دستفروش‌های کنار خیابان یک برگ برنده دارند. آنها کتاب‌هایی دارند که ممکن است خیلی از مغازه‌های کتابفروشی شهر آنها را نداشته باشند و همین برگ برنده‌شان است و خیلی‌ها را مشتری پروپاقرص بساط‌شان نگه داشته است، حتی بعضی‌هایشان با دادن شماره تلفن همراه به مشتری‌های ثابت، کتابی را که ممکن است یک نفر مدت‌ها به‌دنبالش بوده است برایشان تهیه ‌کنند.

این دستفروش قدیمی کتاب در شهرستان پیرانشهر به خبرنگار هاناخبر می‌گوید: حدود 15 سال است که شغل اصلی‌ام دستفروشی کتاب‌های نو یا دست دوم است و عادت دارم هر زمان خالی که پیدا می‌کنم، کتاب مطالعه کنم و کتاب‌های زیادی خوانده‌ام. هزاران جلد کتاب از فلسفه گرفته تا تاریخ، جامعه‌شناسی، ادبیات، کتب علمی، رمان‌های ایرانی و خارجی دارم که بیشترشان را خوانده ام. بیشتر کتاب‌ها چاپ قدیم‌اند اما کتاب‌های تازه هم پیدا می‌شود.

وی گفت: قیمت کتاب‌های قدیمی پایین است و این شاید دلیلی باشد که مردم به او مراجعه می کنند. اما کتاب‌های چاپ جدید را به قیمت روی جلد می‌فروشم. کتابهای تاریخی، کردی و شعر به‌دلیل اینکه تنوع زیاد دارند و شرایط منطقه‌ای و کوردنشین بودن جایی که دستفروشی کتاب می‌کنم بیشترین خریدار را دارند.

کاک محمد ادامه داد: در ابتدا کفش فروش بودم اما به ناچار شغلم را تغییر دادم، پس از تغییر شغل عکس و پوستر مشاهیر و بزرگان را می فروختم و کارم را با 15 تا 20 جلد کتاب آغاز کردم. روستا به روستا می‌گشتم در کنار پوستر و کتاب، آدامس محلی هم در کوله پشتی‌ام داشتم و با روستاییان معامله می‌کردم. سپس تصمیم گرفتم تا کتاب‌هایم را در شهر به فروش برسانم، اولین انتخابم جلوی مدارس بود. بعد در یکی از میادین اصلی شهر می‌چیدم و هر غروب آنها را جمع می‌کردم  و صبح از نو آغاز به کار کتاب فروشی سیار می‌کردم. تا اینکه اینجا در خیابان اصلی شهر پیرانشهر 15 سال است که مستقر شده‌ام و حالا چند کتاب فروش دیگر نیز به اینجا آمده و مشغول کارند.

وی افزود: قبلا به شهرستان‌های دیگر همچون بوکان، نقده، سردشت، مهاباد نیز برای فروش کتاب می‌رفتم ولی چند ساله دیگر وقت نمی‌کنم و فقط به بساط در این خیابان بسنده کرده‌ام.

این کتابفروش خیابانی گفت: شغلم را بسیار دوست دارم و همین حرفه نیز به من کمک کرده تا معیشت خود و خانواده ام را تامین کنم و با توجه به اینکه در خانواده‌ای تنگدست به دنیا آمدم و به دلیل کمک کردن به پدرم در کار، از مدرسه رفتن باز ماندم.

کار «کاک محمد» و دوستانش هر روز تا غروب که خیابان آرام و ساکت به خواب می‌رود ادامه دارد. امروز این کتاب فروشان چهره‌ای فرهنگی به مرکز شهر بخشیده‌اند.

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
5 + 4 =