به گزارش هاناخبر ، پیرانشهر امروز روایتگر یک فقدان تلخ است؛ فقدان مردی که نامش با جامعه عشایری منگور و جایگاه ریشسفیدی در این منطقه گره خورده بود. «اسلام کاک درویشی» در حمله گروهکها جان باخت و به شهادت رسید؛ مردی که اکنون جای خالیاش برای خانواده، نزدیکان و مردمی که او را به عنوان یکی از ریشسفیدان عشایر میشناختند، به زخمی عمیق و فراموشنشدنی تبدیل شده است.
خبر شهادت «اسلام کاک درویشی» تنها خبر رفتن یک انسان نیست؛ روایت داغ خانوادهای است که ناگهان یکی از عزیزان خود را از دست داده و روایت جامعهای است که یکی از چهرههای ریشسفید خود را دیگر در میان خویش نمیبیند.
اسلام کاک درویشی از ریشسفیدان عشایر منگور بود؛ جایگاهی که در بافت اجتماعی و سنتی منطقه، تنها یک عنوان نیست. ریشسفید، بخشی از حافظه اجتماعی یک جامعه است؛ چهرهای که نامش با پیوندهای خانوادگی و اجتماعی و با تجربه نسلهای مختلف گره میخورد.
امروز اما به جای دیدن او در میان مردم، باید از جای خالیاش سخن گفت.
جای خالی مردی که ریشسفید بود
در جوامع عشایری، برخی آدمها به مرور زمان به بخشی از هویت اجتماعی پیرامون خود تبدیل میشوند؛ چهرههایی که گذر سالها، آنها را در جایگاه ریشسفیدی قرار میدهد و نامشان برای نسلهای مختلف آشناست.
اسلام کاک درویشی نیز در شمار ریشسفیدان عشایر منگور بود.
اکنون این جایگاه، رنگ دیگری گرفته است؛ نام او با واژهای سنگین و جانسوز همراه شده است: شهید.
شهادت او، خانوادهای را به سوگ نشانده و جامعهای محلی را با فقدان یکی از ریشسفیدان خود روبهرو کرده است؛ فقدانی که شاید بتوان درباره آن خبر نوشت، اما عمق اندوه خانوادهای که عزیزش را از دست داده، در چند سطر و چند جمله نمیگنجد.
برادر معاون استاندار؛ اما پیش از آن، عزیز یک خانواده
اسلام کاک درویشی، برادر «خضر کاک درویشی»، معاون توسعه مدیریت و منابع استاندار آذربایجانغربی بود.
اما در روایت مردم، پیش از هر عنوان اداری و خانوادگی، او یک انسان، یک عضو خانواده و یکی از ریشسفیدان جامعه عشایری منگور بود.
برای خانوادهاش، او نه یک نام در یک خبر، بلکه بخشی از زندگی بود؛ صدایی آشنا، چهرهای آشنا و عضوی از خانواده که اکنون نبودنش، جای خالی سنگینی بر سر سفره و در میان عزیزانش بر جا گذاشته است.
داغ، وقتی به خانه میرسد، دیگر شبیه یک خبر نیست.
خبر چند خط است؛
اما داغ، روزها و شبها ادامه دارد.
یک خانه در سوگ، یک جامعه در اندوه
وقتی خبر شهادت یک ریشسفید در یک جامعه محلی منتشر میشود، اندوه از چارچوب یک خانه فراتر میرود.
امروز خانواده اسلام کاک درویشی داغدار است؛ نزدیکانش در سوگ نشستهاند و جامعه عشایری منگور نیز یکی از چهرههای ریشسفید خود را از دست داده است.
در چنین لحظاتی، واژهها کوچکتر از آن هستند که بتوانند بزرگی اندوه بازماندگان را توصیف کنند.
چه میتوان گفت به خانوادهای که عزیزش دیگر به خانه بازنمیگردد؟
چه میتوان گفت به کسانی که آخرین دیدار با او، اکنون به خاطرهای تبدیل شده است که هر بار مرورش، داغ را تازه میکند؟
و چه میتوان گفت به جامعهای که یکی از ریشسفیدانش را در حادثهای خونین از دست داده است؟
شاید تنها بتوان گفت:
جای بعضی آدمها وقتی خالی میشود، تازه میفهمیم حضورشان چقدر در زندگی دیگران ریشه داشته است.
جنایتی که در کمتر از یک شبانهروز به دستگیری عامل رسید
بر اساس اطلاعات اعلامشده درباره این حادثه، اسلام کاک درویشی در حمله گروهکها در پیرانشهر به شهادت رسید.
در ادامه پیگیریهای انجامشده، فردی که به عنوان عامل این جنایت و از اعضای گروهکهای تروریستی معرفی شده است، کمتر از ۲۴ ساعت پس از وقوع حادثه شناسایی و دستگیر شد.
با این حال، برای خانوادهای که عزیزش را از دست داده، هیچ دستگیری و هیچ خبری نمیتواند جای خالی یک انسان را پر کند.
رسیدگی قضایی میتواند پرونده یک جنایت را دنبال کند؛ اما غم از دست دادن عزیز، پروندهای نیست که با پایان یک روند اداری یا قضایی بسته شود.
اسلام کاک درویشی؛ نامی که با یک داغ ماندگار شد
نام اسلام کاک درویشی اکنون در حافظه خانواده و جامعه محلی با این حادثه تلخ گره خورده است.
او از میان مردم رفت، اما جای خالی یک ریشسفید، به سادگی پر نمیشود.
برای جامعهای که نسل به نسل با پیوندهای خویشاوندی، حرمت بزرگان و جایگاه ریشسفیدان زندگی کرده است، فقدان چنین چهرهای تنها یک غیبت ساده نیست؛ بخشی از یک تجربه و حافظه اجتماعی از دست رفته است.
پیرانشهر امروز سوگوار است؛
خانوادهای چشمانتظار عزیزی است که دیگر بازنمیگردد؛
و نام اسلام کاک درویشی در میان مردم منطقه، با خاطره یک ریشسفید و تلخی یک فقدان ماندگار خواهد ماند.
اسلام کاک درویشی رفت، اما نام و یادش در میان خانواده و مردمی که او را میشناختند، در خاطرهها باقی خواهد ماند.
«هاناخبر؛ صدای مردم در روزهای روشن، روایتگر داغ مردم در شبهای سخت.»
ارسال نظر