به گزارش هاناخبر، بعدازظهر روز یکشنبه، چهارم آبانماه، سالن آمفیتئاتر دانشگاه آزاد اسلامی واحد پیرانشهر میزبان دلهای بزرگِ قامتهای کوچک بود.
سالنی شیک و آراسته با نود صندلی، که با شوق و امید آماده میزبانی شده بود.
ترس از کمبود فضا و ازدحام دوستداران، باعث شد که برگزارکنندگان ـ کوتاهقامتانِ پرتلاش و باهمتِ پیرانشهر ـ فراخوان عمومی ندهند؛
بلکه با دل و احترام، جمعی از مسئولان و همشهریان عزیز را بهصورت گزینشی دعوت کردند تا از نزدیک پای درد و دلشان بنشینند.
آنها آمده بودند تا سکوتِ سالهای گذشته را بشکنند، تا صدای درد و امیدشان از دیوارهای بیتفاوتی آدمها عبور کند.
صدایشان، پژواکی از تبعیض و فراموشی بود؛ دردی که سالها با لبخند پنهانش کرده بودند، اما این بار میخواستند فریادش کنند، نه از روی ضعف، بلکه از روی ایمان به حق دیدهشدن.
اما افسوس...
از آن همه دعوت، تنها تعداد اندکی آمدند.
صندلیهای خالی، حرف میزدند... از بیمهری، از بیتفاوتی، از نادیدهگرفتن کسانی که فقط میخواستند دیده شوند، نه ترحم شوند.
شاید برای بعضیها، حضور در این جمع ارزشِ چند ساعتی از روزشان را نداشت؛
شاید فکر کردند دردشان تکراریست، یا شاید اصلاً هیچگاه نخواستند بفهمند که دردِ "دیدهنشدن" از هر دردی تلختر است.
اما در میان همه آن بیاعتناییها، بودند کسانی که آمدند...
بیهیچ ادعایی، نشستند، گوش دادند و همدل شدند.
آنها که آمدند، ارزششان به وسعت تمام صندلیهای خالی بود.
چشمهایشان پر از احترام بود و نگاهشان سرشار از فهم و انسانیت.
برای آنها باید فرش قرمزِ دل پهن کرد، چراکه با حضورشان، کوتاهقامتان پیرانشهر احساس کردند هنوز مهربانی در این شهر زنده است.
ما، کوتاهقامتان این دیار، کوچک نیستیم؛
فقط سایهی ما کوتاهتر است، اما دلهایمان بلندتر از هر قلهایست.
ما آمدهایم تا یادآور شویم که قامت انسان را نه اندازهی قد، بلکه بزرگیِ روح و اراده میسازد.
ما میخواهیم صدایمان، فریاد امید و عزت باشد، نه شکایت از تقدیر.
و هرچند در آن بعدازظهر پاییزی، صندلیهای خالی، اندوه را در دلمان نشاندند، اما شعلهی ایمانمان خاموش نشد.
ما هنوز باور داریم:
که بلندای اراده ها، فراتر از اندازه هاست
روزی خواهد آمد که هیچ قامتی، دلیل نادیدهگرفتن نباشد،
و هیچ دلی، احساس تنهایی نکند...
ارسال نظر