به گزارش هاناخبر، گاهی حوادث چنان هولناک و بیرحمانه رخ میدهند که کلمات در برابر عظمتِ فاجعه، کوچک و بیمعنا میمانند. آنچه در روزهای گذشته رخ داد، تنها یک «جنایت» نبود؛ بلکه زلزلهای بود که تار و پودِ آرامش و انسانیت را در منطقه به لرزه درآورد. وقتی یک انسان، با تمامِ بیرحمی و بدون هیچتردیدی، حرمتِ زندگی و پاکی را زیر پای خویِ حیوانی خود له میکند، بدانید که در آن لحظه، چیزی فراتر از یک جانِ بیگناه از دست رفته است؛ در آن لحظه، «انسانیت» در جامعه قربانی شده است.
اما در میانهی این سیاهیِ مطلق، رخشی خیرخواهانه و تکاندهنده از خانوادهی این قربانی، نگاه ما را به سوی معنای دیگری از انسانیت سوق میدهد. در حالی که تمامِ وجودِ این خانواده از شدتِ درد و بیعدالتی در هم شکسته بود، آنها در واپسین لحظات، با ایثاری ستودنی و در اقدامی که نشان از بزرگواریِ بیکرانِ روحشان دارد، تصمیم گرفتند اعضای بدن این دختر جوان را اهدای کنند.
این اقدامِ والای خانواده، تضادِ عجیبی را در این واقعه رقم زد: در حالی که یک جنایتکار با تمامِ وحشیگری خود قصدِ نابودیِ زندگی و کرامت داشت، خانوادهی قربانی با بخشیدنِ بخشی از وجودِ دخترشان، زندگی را به دیگران بخشیدند. این ایثار، گویی پاسخی بود به تاریکیِ جنایت؛ پاسخی که میگوید حتی وقتی اخلاق به مرزِ مرگ میرسد، انسانیتِ واقعی در قلبِ آسیبدیدگان، همچنان تپش میکند.
امروز، پس از گذشت یک هفته، پرسشها همچنان بیجواب مانده و خشمِ مردم، همچنان در خیابانها و فضای مجازی جاری است. جامعهی پیرانشهر و منطقه، در انتظارِ عدالت است؛ انتظاری که تنها با برخوردِ قاطعانه و بیسابقه با مسببانِ این فاجعه، ممکن خواهد بود. ما امروز نه تنها برای از دست دادن یک جانِ جوان، بلکه برای از دست رفتنِ امنیتِ روانیِ جامعهمان، در سوگ هستیم.
این حادثه، زنگ خطری است برای همهی ما؛ زنگ خطری که میگوید اگر روزی اخلاق را فراموش کنیم، فردا هیچکس در برابرِ وحشیگریِ بیپروا، در امان نخواهد بود.
خداوند رحمت خود را بر روانِ این دخترِ بیگناه نازل کند و برای خانوادهی داغدیدهاش، که با ایثارشان نشان دادند حتی در اوجِ مصیبت نیز میتوان نور بخشید، صبر و آرامشی از جنسِ آسمان عطا فرماید.
ارسال نظر