به گزارش هاناخبر ، در ابتدا، تنها یک «حادثه» بود؛ خبری کوتاه از انفجار در یک منزل مسکونی در محدوده تپه زیباشهر بوکان. چهار نفر مصدوم شدند، سوختگی شدید بود و انتقال فوری به بیمارستانی در ارومیه انجام گرفت. همهچیز شبیه دهها خبر مشابه دیگر آغاز شد؛ اما اینبار، قصه به همینجا ختم نشد.
چند ساعت بعد، امید با اضطراب گره خورد. روز بعد، اضطراب به ماتم تبدیل شد. پدر و مادر خانواده، ستونهای این خانه، یکی پس از دیگری فرو ریختند. مرگ، بیصدا وارد شد و دو صندلی را برای همیشه خالی گذاشت. اما فاجعه هنوز تمام نشده بود.
صبح امروز، خبر سوم رسید؛
دختر بزرگ خانواده، همان که قرار بود ادامه باشد، آینده باشد، تکیهگاه فردا باشد، تاب نیاورد و به پدر و مادرش پیوست. اینجا دیگر با یک حادثه طرف نیستیم؛ با فروپاشی کامل یک خانواده روبهرو هستیم.
اکنون، تنها یک نفر باقی مانده است؛
دختر کوچکتر، میان دستگاهها، زخمها و دعاها. دختری که نهتنها با درد جسمی، بلکه با فقدانی روبهروست که هیچ واژهای توان توصیف آن را ندارد. او از خانوادهای بازمانده که دیگر وجود خارجی ندارد؛ خانهای که ناگهان، همه گذشته و آیندهاش را از دست داده است.
این روایت، فقط روایت سوختگی نیست؛
روایت سوختن مفهوم امنیت خانه با دست خودمان است.
روایت شکستن این باور که «خانه همیشه امن است».
روایت این حقیقت تلخ که گاهی خطر، درست جایی پنهان میشود که انسان کمترین انتظار را دارد.
هاناخبر، آگاهانه و مسئولانه، از پرداختن مستقیم به چرایی حادثه پرهیز میکند؛ چراکه در چنین لحظاتی، حقیقت مهمتر از مقصر، انسان است. انسانی که جان باخت. کودکی که در خطر است. جامعهای که باید ببیند، بفهمد و بیاموزد.
بوکان امروز، تنها عزادار سه جان ازدسترفته نیست؛
بوکان عزادار یک خانواده کامل است؛
عزادار رؤیاهایی که فرصت بزرگشدن نیافتند،
و آیندهای که پیش از آنکه ساخته شود، ویران شد.
این حادثه، آزمونی جدی برای وجدان جمعی ماست:
آزمون توجه، پیشگیری، آگاهی و مسئولیتپذیری اجتماعی.
چراکه اگر فاجعه دیده نشود، تکرار خواهد شد؛
شاید در خانهای دیگر،
شاید برای خانوادهای دیگر.
«هاناخبر؛ روایت آنجا که فاجعه، پیش از خبر، خانواده را از نفس میاندازد.»
ارسال نظر