به گزارش هاناخبر ، ، اینجا قلب تاریخ تبریز در ۲۰۰ سال گذشته است؛ محدوده دیوانخانه قائممقام فراهانی، وزیر عباسمیرزای ولیعهد؛ مکانی تاریخی که اندکی تأمل در چیستی آن، انگاره جنگهای ایران و روس و جانفشانیهای عباسمیرزا و یارانش را در ذهن تداعی میکند. هنوز هم میتوان بقایای مجموعه دیوانی قائممقام فراهانی از جمله کوشک و یخچال را در این محدوده مشاهده کرد.
اتوبوسها که پر میشوند، راه خود را به سوی منطقه آزاد ارس در حاشیه رودخانه مرزی و همیشه خروشان ارس و شهر مرزی جلفا در پیش میگیرند. حرکت آرام و یکنواخت اتوبوس، ذهنیت تاریخی را بیدار میکند؛ مسیر حدود ۱۴۰ کیلومتری پل قاری تا جلفا چه حکایتها که از تاریخ این مرز و بوم، بهویژه تاریخ معاصر، در سینه دارد؛ رویدادهایی که شرح همه آنها مثنوی هفتاد من میشود و در این گزارش نمیگنجد.
اتوبوسها مانند اجزای یک کاروان، منظم و پشت سر هم جاده تبریز-مرند را طی میکنند. دامنههای ارتفاعات میشو و سرسبزی و خنکای هوای این منطقه، جذابیت سفر را دوچندان میکند. کاروان اتوبوسها پس از عبور از کمربندی مرند، مسیر جلفا را در پیش میگیرد و در ادامه، هر پیچ جاده خاطرهای تاریخی را پیش روی مسافران قرار میدهد.
در سهراهی «چرچر»، تاریخ بار دیگر خودنمایی میکند؛ منطقهای که در جریان جنگ جهانی دوم محل عبور نیروهای شوروی بود. نیروهای شوروی در سوم شهریور ۱۳۲۰ با عبور از مرزهای شمالغرب ایران وارد کشور شدند و سالها حضور آنان در بخشهایی از شمال ایران، یکی از فصلهای تلخ تاریخ معاصر کشور را رقم زد.
از چرچر که میگذریم، وارد ضلع شرقی یکانات میشویم؛ پهنهای وسیع با حدود ۱۵ پارچه آبادی که مردمانش به شجاعت و رشادت شهرت دارند و دلاوران آن نقشی مهم در انقلاب مشروطه ایفا کردند. نامهایی همچون اسماعیل یکانی، میرزا نورالله یکانی و سه برادر جوان یکانی، قوچعلی و شیرعلی و دیگر مبارزان، در روایتهای مربوط به مبارزات مشروطه آذربایجان ماندگار شده است. احمد کسروی نیز در «تاریخ مشروطه ایران» به بخشی از این جانفشانیها و سرنوشت تلخ مبارزان یکانات پرداخته است.
آرامگاه «خلیلخان هرزندی» در روستای «گلینقیه» نیز برش دیگری از ایستادگی دلاوران آذربایجان در برابر نیروهای استبداد و مداخلات خارجی در دوران مشروطه است. در ادامه مسیر و هنگام رسیدن به «درهدیز»، تصویرسازیهای رضا براهنی در کتاب «رازهای سرزمین من» از این منطقه در ذهن جان میگیرد و سرانجام، مقصد نهایی این مسیر تاریخی، شهر جلفا و مرزهای رود ارس است.
جلفا در بیش از دو قرن گذشته یکی از مهمترین پلهای ارتباطی ایران با قفقاز و روسیه بوده است؛ شهری که نام آن با سفرهای تاریخی، تجارت، جنگ و تحولات سیاسی منطقه گره خورده است. تصویر عبور ناصرالدینشاه از رود ارس در جریان سفر به فرنگ و خاطرات محمدسعید اردوبادی از جلفا و روستاهای پیرامونی آن در دوران مشروطه در کتاب «تبریز مهآلود»، بخشی از این گذشته پرفرازونشیب را روایت میکند.
اکنون در قلب منطقه آزاد ارس هستیم؛ جلفایی که تا دو دهه پیش به دلیل جمعیت اندک، به «شهر بدون گورستان» معروف بود، پس از تبدیل شدن به منطقه آزاد، رونقی قابل توجه پیدا کرده است. اگر در دهههای نهچندان دور، ساکنان جلفای ایران امکانات آن سوی ارس را با حسرت مینگریستند، امروز این معادله تا حد زیادی دگرگون شده و جلفای ایران به نمادی از توسعه در منطقه تبدیل شده است؛ هرچند افزایش چشمگیر قیمت زمین و هزینههای زندگی، از جمله پیامدهایی است که ساکنان بومی با آن مواجهاند.
نخستین مقصد فعالان رسانهای آذربایجان شرقی در این تور، بازدید از طرح مرمت و بازسازی پل تاریخی ضیاءالملک نخجوانی است؛ پلی تاریخی بر فراز ارس که به گفته اکبر همتپور، از کارشناسان و دستاندرکاران این طرح، قدمت آن به دوره اورارتو بازمیگردد.
همتپور با اشاره به ویژگیهای این سازه تاریخی میگوید: این پل با دهانهای به طول ۴۱ متر، یکی از بزرگترین پلهای آجری جهان به شمار میرود و ارتفاع تاج آن به ۲۰ متر میرسد که بخشی از سازه در زیر آب قرار دارد.
ارسال نظر